محمد تقي جعفري

230

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

زندگى در پرتو حقائق نه در سايهء اقوام و ملل و شخصيّتهاى گذشته نتيجهء بحث گذشته اين اصل سازنده است كه حيات حقيقى كه آدمى را به هدف تكاملى خود موفّق مىسازد و شواهد روشنى از تاريخ گذشتگان را مىتوان بر اين مدّعا منظور نمود ، اينست كه زندگى در پرتو حقائق است كه تاريخ حيات انسانى را قابل تفسير و توجيه مىنمايد ، نه در سايهء اقوام و ملل و شخصيّتهاى گذشته . اگر بخواهيم شاهدى روشن و متقن براى اثبات مدّعاى فوق در نظر بگيريم ، جريان علوم در تاريخ مىتواند منظور ما را تأمين نمايد . همهء ما مىدانيم از آن هنگام كه بشر توانست زنجير تقليد از اقوام و ملل و شخصيّتهاى علمى گذشته را از گردن خود باز كرده و به دور بيندازد ، گام در توسعهء علم و اكتشافات گذاشت و به پيشرفتهاى محيّر العقول در اين ميدان توفيق يافت . ما از قرن سوم تا اواخر قرن پنجم هجرى [ تقريبا ] با گسيختن جوامع اسلامى از تقليد در دانش و صنعت و هنر و ادب روياروى مىشويم و مىبينيم در نتيجهء اين بريدن طناب تقليد و وابستگى بگذشته چه ارمغانهاى با ارزشى براى جوامع مسلمين تقديم كرد كه گفته مىشود : در يكى از كتابخانه‌هاى يكى از خلفاى مصر تعداد ششهزار مجلَّد كتاب فقط در رياضيّات و تعداد هجده هزار مجلَّد كتاب فقط در فلسفه وجود داشته است . بنا بنوشتهء پىير روسو در كتاب تاريخ علم ترجمهء آقاى حسن صفّارى ص 118 تعداد ششصد هزار مجلَّد كتاب در كتابخانهء قرطبه از نقاط مختلف دنيا جمعآورى شده بود . راسل كه كارى با مذهب ندارد ( در بارهء مذهب به نوعى حسّاسيّت دچار است ) با كمال صراحت مىگويد اگر در قرون وسطى علمگرايى مسلمانان نبود ، قطعا علم سقوط مىكرد . در اين مسئله رجوع شود به رساله اى از اين جانب بنام « علم از ديدگاه اسلام » و اگر مسلمين زنجير تقليد و تبعيّت از گذشتگان را از گردن خود باز نمىكردند ، سرنوشت علم يا سقوط حتمى بود و يا نامعلوم . آياتى در قرآن مجيد اين اصل